این شب نداشت-آری_الماس خرده خرده

 

برای تو می نویسم ، کولی !!!!!

برای تو  ، که همیشه یکرویه بودنت را عاشقم

برای همان بودن ِ همیشگی ات

برای تو  کولی

 که همیشه خوش نشسته ای و این خوش نشینی ها را  با چیزی  و کسی عوض نکردی

نه اینکه عوض نشدی ، نه . عوض شدی ، گاهی زبانت ، گاهی فرهنگت ، گاهی دیگر مذهبت ، زندگی ات

اما ماهیتت نه .

هنوز هر کجا ، شوخی و شنگی ات  نشانه ات است.

لوندی ات ،

سیاه سوختگی ات ،

شهر آشو بی ات ،

سر مستی ات ،  نشانه ات است ،

هنوز همان آوازه خوا ن  ِ کوی و برزنی

هنوز شور انگیز ِ هر محفلی

هنوز خلخال را به یاد تو می بندم

هنوز ساز و رقص و آواز مرا یاد ِ تو می اندازد

کوچیدن و  لحاف آسمان مرا یاد تو می اندازد

ستاره و شب  و آتش مرا یاد تو می اندازد

بی قید و رها بودن مرا یاد تو میاندازد

و رقص ....

اصلا تو گره خورده ای با شب و اتش و رقص

 

تو را دوست دارم

همیشه قدیمی ها را دوست داشتم

قدیمی هایی که قدمتی  بس سخت و سنگین دارند درست مثل تو

تو کولی...................

تو یی که همه جا هستی ، همیشه بودی ، خوب که فکر می کنم ،  آن دور ها هم بودی

خیلی دور ،  دور به درازای یک تاریخ چند صد ساله

به بهرام گور ، حتی دورتر از او . سالها قبل از بهرام گور

می گویند هند مامنت بوده ، امدی و امدی  تا به کابل رسیدی و شدی "کاولی"

به ایران که رسیدی شدی   لولی

بعد از "سند" که رد شدی ، شدی    سندی

و همینطور آمدی و اسم عوض می کردی  اما همیشه خودت بودی

 

همیشه یادت لبخند بر لبم می نشاند

یاد ِ تو که گاهی کولی هستی و گاهی لولی

گاهی قرشمال می شوی و گاهی غربالبند و گاهی غره چی

گاهی اسمت را "زت" می گذارند و گاهی جیپسی"

گاهی در خراسان خودمان هستی و گوشه ای از کلیدر خودنمایی می کنی  و چشم "شیدا" را به خود می کشانی

گاهی در آذرباییجانی و گاهی دیگر بر کرانه ی دریای خزر ، بر کرانش بی پای افزار  پا به زمین می کوبی

گاهی در خرمشهر و اهواز انگشت اشاره به سوی توست 

گاهی هم خاک کویر را شرابی می کنی 

 

گاهی "آیینه" داستان منیرو می شوی  ، یک اینه ی شهر آشوب

یک قهرمانِ قافله آشوب

گاهی هم در دستان آن قدیمی های ِ بزرگ خودنمایی می کنی ، انجا هم می شوی قهرمان داستان

مثلا  در دستان مولانا ، گاهی "عقل دزدی" می شوی و گاه " رقص کن" و گاهی هم شنگول

شهر پر شد از لولیان عقل دزد        هم بدزدد هم بخواهد دستمزد

 

 گاهی هم    دیوانگی ات را جار می زند : ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد

آنقدر دوستت دارد  که همیشه کنار دستشی

 

و حافظ این شیخ اجل  هم ....  گاه و بی گاه  دلش رمیده ات می شود و با دلبری ات  صبر و قرار ش را می ربایی

دلم رمیده ی لولی وشیست شور انگیز

گاهی هم بر لبان  زیبای  سیمین زمزمه می شوی

تو را در  " من " و " ما" می بیند و فریاد می زند

و با صدایی رسا تر " همایون "  می خواند  و همراه او همه جا و همه کس زمزمه ات می کنند

 

تو همه جا هستی ، همیشه بودی ، خوب که فکر می کنم ، در آنسوی مرزهای سرزمین من هم بودی

در ان سوی بیایانها  و  دریا ها  ، همینطور کشیده می شوی از شرق به غرب ، تا جنوب و شمال

از  اسپانیا تا  انگلس و  فرانسه 

آنجا هم قهرمان داستانهایی

می شوی "اسماردا"ی  عاشق در  دستان خالقت ویکتور هوگو

گاهی در داستان "پوشگین" هستی و گاهی  در دستان شارل بودلر

تو جهانی هستی ، هر جایی از این کره خاکی حیاتی دارد تو خودت را رسانده ای  تا چشمانی را سر ذوق بیاوری و دلی را پر آشوب

حتی اگر خانه به دوش باشی

حتی اگر به نام های مختلف خوانده شوی

برایت یک آتش کافیست و " مانِس" ی که تو را به وجد آورد 

بشوی لولی وشی سحر آمیز و گاهی مغموم

کاش همیشه مانسی باشد و اتشی و آسمانی و ستاره

که اگر نباشند  آنهمه لوندی و سرمستی  فسرده  می شود و همه جا گنگ می شود و آنگاه  " سیمین " با دلگرفتگی ِ مداوم می خواند  

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده

شب مانده است و با شب تاریکی فشرده

و همایون با سازی که دیگر در دستانت نیست ، همنوا با سیمین  با صدایی شبیه به فریاد  می خواند :

کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو؟

شادی چرا رمیده؟آتش چرا فسرده؟

و من غمگینانه گوش می دهم به اینهمه نبودن

 

 

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تاريخ جهان و تقويم تاريخ

[کلافه][کلافه] [عصبانی][عصبانی] [افسوس] [ناراحت] [اوه] [گریه] كجاي باغ ما و خانه ما شبيه كوير هست ..... [سوال] شايد هم شبيه كوير هست من نمي دونم .... [متفکر] [دست] آهان رنگش شبيه كوير هست ... [نیشخند]

م

سلام بسیار خوشمان آمد. هم از مطلب هم از نثرش هم چیدمان و توالی مطالب. دست مریزاد بانو. و اما.... حدود ده سال پیش در مجله مقام موسیقیایی چاپ حوزه هنری مطلبی چاپ شد با عنوان موسیقی کولیان جنوب. حدود هشت صفحه مطلب پژوهشی عالی. متاسفانه خیلی ها با اون مطلب جبهه گرفتند و فکر کنم از اون مجله تک و توک باشه. هم به تاریخچه کولیان خوزستان پرداخته بود و هم موسیقی آنها. آخ یادش بخیر. کولیان اهوازی زیر آتیش چاه های نفت. رقص و ساز و آوازشون. مدتهاست که خاموش شدن این آوازخوانان کوچگرد سید علی صالحی هم مجموعه شعری دارد به نام از آوازهای کولیان اهوازی. مرسی بسیار حال کردم

طاق بستان کرمانشاه/بیستون کرمانشاه/تکیه معاون الملک/تکیه بیگلربیگی/باغ پرندگان کرمانشاه/باغ گلها کرمانشاه و...

سلام دوستان با مجموعه تفریحی توریستی پارک کوهستان کرمانشـاه بروزم خوشحال میشم بهم سر بزنید[گل][گل][گل] پارک کوهستان کرمانشاه در نزدیکی مجموعه تاریخی وتوریستی طاق بستان کرمانشاه قرار گرفته است. kermanshahan20.blogfa.com (وبلاگ دیدنیهای کرمانشاهان) kermanshah29.blogfa.com (وبلاگ کرمانشـاه گهواره تمدن)

جیغ جیغو

با سلام تشکر از نوشتن این مطلب زیبا و دل انگیز ما را یاد گل محمد و مارال و کلیدر دولت آباد ی انداختی ! [گل] فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خان یغما را ( حافظ)ط

مجللی

سلام دوست من امیدوارم آذر برایت مهربان تر از آبان باشد پر از خبرهای خوب و اتفاقهای خوشایند .دستهای گرم و چشمهای مهربان از ته دل دعا میکنم ماهی ناب و شاد باشد و در پناه خدای مهربان باشی

مجللی

سلام با مطلبی پیرامون پیاده روی اربعین به روزم

مانی

و سلامی و درودی به روزم

تاريخ جهان

[متفکر]