نزارقبانی

یه حسی که همیشه با من بوده و هست و هنوز هم نتونستم از علتش سر در بیاورم  اینه که برای خریدن کتاب، با هر کمیت و کیفیتی ودر هر شرایط زمانی و مکانی باید خودمو به خیابان انقلاب برسونم .......حتی اگه به اون کتاب نیاز مبرم داشته باشم، حتی اگه همون کتاب و در یک کتابفروشی دیگه با قیمت ارزون تر  پیدا کنم، اما هیچ وقت نتونستم خودمو راضی کنم که اونو بخرم و با این جمله " که میرم انقلاب می خرم"  از خیر خریدنش می گذرم  ... ... نمی دونم به این حس  چه می گویند  ...حس نوستالوژیک  یا 0000000000   هرچه که هست این حس و دوست دارم و ازش لذت می برم ... این موضوع را بیان کردم تا بگم که چند ماهی بود دنبال کتاب  "عاشقانه های نزار قبّانی"  بودم  یا گذرم به خیابان انقلاب نمی افتاد و یا  اگر هم می افتاد یادم می رفت برم دنبالش ...خلاصه چند ماه پیش موفق شدم این کتاب و بخرم...  و حالا همدم شبهای تنهایم است....نزّار قبّانی شاعر بزرگ عرب در سال 1923 در سوریه به دنیا آمد تحصیلاتش را در رشته حقوق در سوریه ادامه داد و بعد از فارغ اتحصیلی به خدمت وزارت خارجه ی سوریه در امد و سالها در انجا خدمت کرد و از سفر هایش به کشور های دیگر به عنوان نقطه ی عطف زندگی خود یاد می کند اولین دفتر شعر وی "دختری سبزه رو به من گفت " بود که در سال 1944 به چاپ رسانید که دو گروه مخالف و موافق داشت ...مخالفان او کسانی بودند که از آوردن سخنی نو در عرصه شعر می ترسیدند و گروه دیگر که سخنان وی را خارج از اعتبارات اجتماعی و حرام می دانستند و موافقان او گروهی از روشنفکران بودند...او به کار خود ادامه داد و در شش کتاب دیگر خود از عشق سخن گفته ، عشقی که در جسم  و پیکر محبوب خلاصه می شود...انقلاب درونی  او بعد از جنگهای  اعراب در سال 1967 بود .وی راه تازه ای برای خود یافت و بین دلدار و وطن پیوند بر قرار کرد ..با مرگ همسرِ عراقی تبارش در یک  انفجار در سفارت بیروت جدای از تالمات روحی زبان خشم او را به عرب تیزتر کرد ..او با درازا کشیدن جنگ به لندن و ژنو رفت و با پایان جنگ به بیروت بازگشت و نهایت در اوخر فروردین 1377در بیمارستانی در لندن در گذشت. روحش شاد

نامه ای از زیر آب

اگر

دوست منی

کمکم کن

تا از پیش ات بروم.

اگر یار منی

کمکم کن

تا از تو شفا یابم.

اگر

 می دانستم که عشق خطر دارد

                                         دل نمی دادم.

اگر

می دانستم که در یا عمیق است

                                        دل نمی زدم.

اگر پایان را می دانستم

آغاز نمی کردم

***

دلتنگ شده ام

به من بیاموز

که ریشه عشقت را از ته بزنم.

به من بیاموز

 که اشک چطور جان می دهد

در خانه ی چشم؟

به من بیاموز

که قلب چگونه می میرد

ودلتنگی خود را می کشد.

****

اگر پیامبری

از این جادو

واز این کفر

             نجاتم ده.

عشق تو

کفر است

رستگارم کن.

اگر توان داری

از این دریا بیرونم بکش

که من شنا نمی دانم

و موج آبی چشمانت

به ژرفایم می کشاند

من

در عشق

نا آزموده ام

              و بی قایق.

اگر پیش تو بها دارم

دستم را بگیر

که من سراپا عاشقم

که من در زیر آب 

                نفس می کشم

من

غرق

غرق

غرق می شوم

 

/ 33 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرباز ایران

درود و سپاس از ديدار گرمتان بانو چه سروده ي زيبايي نگاشتيد: دل من دیر زمانی ست که می پندارد: « دوستی » نیز گلی ست مثل نیلوفر و ناز ، ساقه ترد ظریفی دارد بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد جان این ساقه نازک را -دانسته- بیازارد! اميدوارم هيچ سنگدلي در روزگارتان نباشد شاد زيويد[گل]

سید جمال طباطبایی ازاد

مطلبی مهم را در مورد نهج البلاغه اورده ام و سوالی کرده ام که بخوانید و کوتاه جواب دهید اپم و منتظر جواب سریع شما عزیزان

عليرضا

سلام تمام عشق ها و جشن ها بهانه اند براي : همبستگي ها . كاميابي ها و جشن ها . شاد و سرافراز باشيد ! شاد و سرافراز باد آنكه به يك هموطن رخ ننموده نرفت .

رامین

درود با آدم و مدیریت کوتوله ها به روزم پیروز باشید پاینده ایران

سید جمال طباطبایی ازاد

آسمان جاي عجيبيست نمي دانستم عاشقي کار غريبيست نمي دانستم عمر مديون نفس نيست نمي دانستم عشق کار همه کس نيست نميدانستم سلام دوست عزيز من آپـــــــــــــــــــــم خوشحال ميشم با حضور گرمت محفل مارو گرمتر كنين گل گل گل

خانزاده

درود برای محکوم کردن عقاید مش سبزعلی منحرف العقیده بی بصیرت که ازرعایای قصبه مااست،خانزاده والاقدرنوشته ومصاحبه ای باآقازاده کم توقع وساده زیست وزیررفاه انجام داده است.اگردلتان برای لحظه ای خنده تلخ تنگ شده وخواستیدازتعجب شاخ دربیاورید!!!سربزنید.خانزاده هیچ علاقه ای به محله اوین نداردپس نظرات بودارندهید!!! (نهادمردم گول زنک مستقردردفترخانزاده نان به نرخ صدخور)

سید جمال طباطبایی ازاد

با تشکر از حضور همیشگی شما دوست خوبم با مطالب جدید در هر 3 وبلاگم اپم و در خدمتتان هستم و از امدنتان مسرورم

افشین

[گل] درود بر شما [گل] ------- بروزم با --------- [گل] جشن چهارشنبه سوری که در پایان زمستان برگذار می شود نوید نوروز را می دهد. [گل] جشن چهارشنبه سوری هیچگونه ارتباطی به جشن ها و مراسم فرهنگی عربها ندارد و هیچیک از قبایل کنونی آنها این سنت را اجرا نمی کنند. این مراسم به هیچ دین و مذهبی وابسته نیست. این مراسم آریائی و پارسی میباشد. جشن چهارشنبه سوری خجسته باد [گل] [گل] جاوید باد ایران زمین [گل]