الهه مهـــــــــــــــــــر

 
پارک شهر
نویسنده : گردآفرید - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٧
 

" پارک شهر" یکی از قدیمی ترین و تقریبا بزرگترین پارک های تهران ِ بزرگ است که دلش پر است از درختانی از جنس کاج و سرو ، و نارون و .... که تو را یاد کتاب دبستانت می اندازد آنجا که می گوید :

 تک درخت نارون شد رنگ رنگ

زرد شد آن چتر شاداب و قشنگ

درختان قطوری که قدمتی پنجاه ساله ، بلکه بیشتر دارند. همین درختان ِ انبوه و چمن های زیرش  و صدای آواز پرندگان  و سرشاری ِ سکوتش ، برایت می شود یک مکان ِ فوق العاده سرسبز ، دنج و پر از حس های خوب که چند ساعتی   تو را از گرما و هیاهو آسوده می سازند

  در همشهری آنلاین می خواندم که مساحت این پارک 245 هزار متر مربع می باشد ....  و همین مساحت ِ زیادش است   که تنها برای قدم زدن و دیدن همه ی جاهای پارک،  یک بعد ظهر را وقف خودش می کند ...  و اگر بخواهی با آرامش  بگردی اش بهتر است یک بعد ظهر تا بستانی ات را خرجش کنی

عطر ِ ناب ِ کاج ، بوی چمن های آب خورده  و صدای پرندگان،   تو را به جایی می رسانند که انگاری با تهران و دود و دَمش فرسنگها فاصله داری

حوض های بزرگ که گاهی تبدیل به رودخانه های باریک می شوند با فواره های بزرگشان باغ فین کاشان را برایت تداعی می کند .... یک روز تابستان  و یا پاییز را زیر سایه سار درختان کمی می آسایی و از خنکای آب پاشی های فواره ها لذتی می بری  تماشایی ....

 

تاسیس این پارک به سال 1339 می باشد تقریبا در مرکز  شهر تهران در اراضی محله ی سنگلج قرار دارد ، هشت در ورودی دارد .

 

 یک راه ِ رسیدنش این است : ماشین های فیاض بخش را که سوار شوید ، به آخرین ایستگاه که رسیدید پیاده شوید ، آخرین ایستگاهش پایانه فیاض بخش است ، همانجا یک در ورودی اش است ، یک در دیگرش از خیابان خیام است و .. و.  

 

اطراف پارک  ساختمان هایی است که بارها به گوشمان خورده و با دیدنشان کلی ذوق می کنیم ، مثل ِ تالار سنگلج، ورزشگاه شهدای هفتم تیر ، دیوان عدالت اداری  و... و...

 

علاوه بر این درختان  نیم قرنی و ساختمان های اطراف پارک ، داخل پارک هم ساختمان هایی دارد که هر کدام یادی است و خاطره

 

ساختمان آکواریوم ساختمانی ست که با چند پله به زیر زمین منتهی می شود ... پر است از آکواریوم های کوچک و بزرگ و ماهی های ریز و درشتی که بسیار زیبا و دیدنی اند. تاریخچه ی این ساختمان بر می گردد به زمان جنگ .. می گویند  پناهگاهی بوده برای مردم وقتی وضعیت قرمز می شده ... و تا کشیدن آژیر سفید در آن پناه می گرفتند

 

از ساختمان های دیگرش کتابخانه است که پر است از کتاب های رنگی ، مکانیست بی صدا برای کمی اندیشیدن .... می توانی بعد از تفرج کوتاه یا بلندت وقتی هوس کردی شاملویی بخوانی  و یا فروغ را ورق بزنی و یا حتی خوابت را تعبیر کنی به این ساختمان بروی

 

موزه ی صلح که حکایتی از جنس دیگر است ، نمایشگاهی ست از ابزار و ادوات جنگی ، سلاح های شیمیایی که عراق علیه ایران بکار برد و یادآوری های تلخ ِ تلخ ِ تلخ

 

در کنار همه ی اینا  یک باغ پرندگانی دارد ... حالا فکر نکنید که می روید و باغ پرندگانی از جنس اصفهان و شیراز را می بینید ، نه  ... هیچ شباهتی به باغ پرندگان آنجا ندارد

 

دور محوطه ای را سیمی توری کشیدند  و داخلش چند تا مرغ و مرغابی به دنبال هم می دوند و دانه می خورند و گاهس سری بلند می کنند و چشم در چشمت  التماس مشتی دانه از جنسی دیگر می کنند .. چند تایی هم طاووس که اگر یک ساعت هم به تماشایشان بنشینی  دریغ از یک بال گشودن بس که مغرورند 

 

و اول و آخرش  بوی نامطبوعی ست که اجازه ی درنگ کردن را از تو می گیرند

 

چند قدم آنورتر از پاغ پرندگان  بین درختان تقریبا جوان ِ باغ مجسمه هایی از فیل و زرافه هست  که چهره ی پارک را متفاوت کرده و رهگذرانی می آیند و می ایستند و عکسی می گیرند و می روند

 

 

برای رفتن به این پارک اگر جهت یابی قوی ندارید حتما با  دوستی بروید که در این زمینه شامه ی قوی داشته باشد که عجیب به درد می خورد